محمد حسينى همدانى نجفى
65
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
و اراده و قضاوت و ترجيح فعل و يا ترك كه هر يك از اين نيروها را واجد است و خواه ناخواه مواقع حاجت به كار خواهد برد اين سهم و بهرهاى از جبر و مجبور بودن بشر فاعل است . همچنين فاعل بهره و سهمى از قدرت در باره فعل و حركت صادر دارد و به كار مىبرد و آن قدرت عبارت از قضاوت و ترجيح فعل و يا ترك عمل و حركت جوارحى فاعل است ولى اين قدرت بطور اطلاق نيست بلكه عاريتى و ارتباط با ساحت كبريائى دارد همچنانكه هر موجودى اين چنين ربطى خواهد داشت . در نتيجه فعل صادر از فاعل منزلت آن از جهتى وابسته به مباشرت فاعل و قوا و نيروهاى روانى و جوارحى او است كه خواه ناخواه براى سير و سلوك زندگى خود به كار خواهد گرفت و از اين جهت آميخته بخير خواهد بود . و از جهت ديگر از نظر اينكه فاعل و همچنين فعل صادر و نيز اراده فاعل و ترجيح فعل و يا ترك آن از موجودات است و هر لحظه به فيض مقام كبريائى وابسته است در نتيجه فعل صادر از دو نيرو صورت گرفته يكى به مباشرت فاعل و قواى خدا داده او و ديگر باراده و قضاوت و تقدير مقام كبريائى كه اساس و ريشه امور و حوادث و رابطه طولى است . و بعبارت ديگر بشر در اثر ودايع الهى به او از قبيل علم و قدرت روانى و جوارحى و اراده در كمون او نهاده و براى رفع نيازهاى خود ، خواه ناخواه نيروهاى را به كار مىبرد بشر به مباشرت خود و با كمك نيروهاى روانى و جوارحى خود فعلى را بجا مىآورد در اين صورت بديهى است كه فعل صادر در اثر مباشرت استناد بفاعل و اختيار او دارد ولى همه اين قوا و نيروها بطور طولى هر لحظه استناد بساحت ربوبى خواهد داشت پس فعل و حركت واحده استناد به دو نيروى روانى و اختيار فاعل و نيروى ديگر غيبى ربوبى دارد و فعل صادر مورد قضاوت و تقدير بوده با همه تشخصات آن . و گروهى از دانشمندان نيز براى فرار از مفاسد قول به جبر و نيز ساحت كبريائى